|
گلی |
یه لحظه برق قطع شد ، به خاطر هوای خوب امروز پنجره ها باز بود ، اومدم ببندمش چشمم خورد به ستاره های درخشان آسمان شب. گل از گلم شکفت. سریع خودمو به پنجره اتاق خواب رسوندم تا از دیدنش لذت ببرم که برق وصل شد. ولی همچنان ستاره ها می درخشیدن. این قسمت آسمون ستاره های پرنوری داره. صورت فلکی شکارچی درست جلوی چشمم کمی بالاتر از خط افق ، اونطرف تر ستاره های v شکل گاو و ملاقه خوشه پروین . خواستم به ذهنم فشار بیارم تا اسم بقیه به یادم بیاد ولی نشد. سالها قبل ، وقتی دختر بچه بودم ، از هر فرصتی برای پیدا کردن کتابای ستاره شناسی استفاده می کردم . کتاب سنگینی خریدم که برای سنم زود بود ولی یه نقشه کامل از اسمون داشت. اون زمانا مامان تو زیر زمین خیاطی می کرد ، گاهی تا دیر وقت کارش طول می کشید . منم تو حیاط می نشستم و با انگشتام فاصله بین ستاره های تو کتاب اندازه می زدم و بعد تو اسمون دنبالشون می گشتم. همینجوری بدون هیچ ابزاری از هشتاد تا صورت فلکی ، سی تاشو یاد گرفتم. انقدر محو آسمون بودم که حتی می دونستم کدوم ستاره در طول روز کجای اسمونه و اسمون شد رویای من. کسی درکم نمی کرد، هم زبون و هم صحبت علاقه ام نبود و اگه مکالمه ای سر می گرفت با اوهوم گفتن تمومش می کردن واین علاقه کم کم در من کم رنگ شد . نه اینکه از بین بره ، نمود بیرونی نداشت. الان یه جورای خاصی به صورت فلکی شکارچی وصلم. عاشقشم. هر جا ببینمش بهش خیره می شم. امشب مثل دایه از پشت پنجره اتاق خوابم ، بالای سرم نشسته ، موهامو نوازش. می کنه تا بخوابم. [ دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۴ ] [ 23:9 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |