|
گلی |
رفتم پیشش یکم باهاش حرف زدم ، از خاطرات خوبمون گفتم. بهش گفتم یه روز گل سرسبد خونه ما بودی ، تو خیابون کلی دختر برات غش و ضعف می کردن ، ببین چه سری چه دری چه باله ای داری؟ رنگ رخت ببین ، این همه سرخاب سفیدابت کردیم ، پولیش شده ، کارواش رفته ، اماده بودی واسه خواستگار بعدی . یعنی انقده به شوهرم وابسته شدی که از ترس دوریش یاتاقان زدی؟ بیا و بگو دروغه . بگو حقیقت نداره . بگو تشخیص تعمیرکارا اشتباه بوده . 😞 + با کمپانی دبی صحبت کردیم ، باید موتورش بفرستیم شعبه شیراز برای چک و تعمیر، امیدوارم به اقای همسر ثابت شده باشه وسایلش به کسی قرض نده. مخصوصا وقتی بیست تومان نقد تو جیبشون ندارن ولی پونصد میلیون رو دست صاحب جنس خرج می ندازن.😒 [ یکشنبه سوم اسفند ۱۴۰۴ ] [ 14:28 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |