|
گلی |
از این نقطه به بعد عینک آفتابی ها روبردارید می خوام ببرمتون تو دل جنگل های شمال . هوا ابریه ، با ابرایی که مشخصه خیلی خیلی بزرگن و خاکستری رنگن ولی امیدوارم نبارن ، اگه بباره همه چی قشنگ تره ولی تازه ماشین بردیم کارواش . اون کوه روبروییه باب راسی شده ، بچه که بودم تعجب می کردم چرا باب راس کوه های دور رو با ابی می کشه ، اخه جنگل که سبز رنگه. ولی بعد دیدن نقاشی هاش ،دقت کردم کوه های جنگلی که دورترن آبی رنگ به چشم میان . خلاصه که ابرا تا قله کوه ها رسیدن و منظره گوجی موجی درست کردن. یه قسمتهایی شاخه و برگ درختای دو طرف خیابون به هم رسید و تونل جنگلی ساختن . ترکیب رنگ سبز پررنگ درختای جنگل و سبز چمنی زمینهای شالی کوهپایه و آبی که تو رود خروشان جاری بود و پروانه های سپید رنگی که دور و بر گلهای سمی شوکران که همه جا هم دیده می شدن ، می چرخیدن و بوته های تیغ بنفش رنگی که گوشه گوشه جنگل و خیابون رشد کردن اجازه نمیده عینک آفتابی بزنی. باید این تصویر رو تو ذهنت با چوب حکاکی تو مغزت حک کنی اینجاست که ضبط ماشین می گه : یاد تو در دل من طوفان به پا می کنه [ جمعه نوزدهم تیر ۱۴۰۵ ] [ 13:49 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |