گلی
 
قالب وبلاگ

روزهای سختی برای مادر بودنه . باید همزمان هم مادر خوبی باشم و هم فرزند خوبی که جبران یه نمه از خوبی های مادرش می کنه. پسرک صبحا تا یازده خوش اخلاقه ، از این فرصت استفاده کردم و خونه اشونو کمی جمع جور کردم و ناهار پختم ولی بعد اون گریه های پسرک شروع شد . همزمان قطع برق ، تشت آب و کف اماده کردم تا دستور پزشک رعایت کنم ولی در اولین تعویض پوشک بعد حمام حلقه افتاد و فقط به یک پوست نازک بند شد و بچه مظلومم شروع کرد به گریه. دست و پامو گم کردم و چند قطره از مسکنی که پزشک تجویز کرد دادم. کمی اروم شد ولی وقتی دوباره به پوشکش نگاه کردم خونی بود. شاید برای شمای خواننده چیز مهمی نباشه ولی حتی قرمزی رو بدن بچه قلب مادر رو تیکه می کنه چه برسه به دیدن خون از جگر گوشه اش. کمی که گریه هاش اروم شد سپردمش به پدر و مادرم و به هوای سرزدن به ناهاری که برای فردا براشون اماده کردم تو اشپزخونه کمی گریه کردم. خدایا نمیشه دردها رو به من بدی ولی بچه هام سالم باشن؟

[ دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۵ ] [ 16:12 ] [ گلی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دوستان عزیزم من ، من بی معرفت نشدم ، فقط رسیدگی به منزل با دوتا بچه یخورده زمان بیشتری از من می گیره ، فقط می رسم به وبلاگهای بروز شده در زمان محدود سر بزنم ، ولی به یاد همتون هستم ، لطفا پوزش منو پذیرا باشید
لینک های مفید
لینک های مفید