|
گلی |
در تاریخ بنگارید ، با اینکه مامانش بلد نبود بچه هاشو تو تاریخای رند بدنیا بیاره ، پسرک خفن قصه ی ما ، صبح خروس خون ، وقتی خانواده اش در حال خوردن صبحونه املت و کره و مربای البالو با چایی تو فنجون بودن ، ماهرانه غلت زد و ول کن ماجرا هم نبود . بعد هر بار غلت زدن یه لبخند پیروزمندانه این شکلی 😏 می زد و یه برگشت تاکتیکی و دوباره از اول . آیا برای این پسرک نباید مرد؟ جناب 👈تکاور که مامانش طرفدار رونالدوئه معرف حضورتون هستن دیگه؟ [ دوشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 9:14 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |