|
گلی |
صبحا بدون آهنگ حتی حس پیاده رفتن تا خیابون اصلی و تاکسی نیست. سرمای هوا رو بهونه می کنم و در اخرین لحظه با اسنپ می رم. انگار یه قانون نانوشته بین راننده اسنپهای سرصبح وجود داره ، همشون آهنگ پر انرژی پخش می کنن ولی من این روزا سکوت می پسندم. درختا غلافای برگهای بهاری رو اماده کردن ولی حتی گنجشکها هم رمق اواز خوندن رو شاخه هاشونو ندارن. راستی وقتی به دنیا وصل نبودم اینجا برف بارید ، نگاهم بهش سرد بود ، قشنگ بود ولی فقط چند دقیقه ای از پشت شیشه محل کارم نگاهش کردم . [ سه شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۴ ] [ 20:43 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |