|
گلی |
امروز قرار بود یه جمعه خفن تو جنگل های شمال باشه . ولی از اونجا که چاه کن همیشه ته چاه تک و تنها می مونه ، منم امروز خونه نشین شدم مثل همه روزهای دو ماه نیم گذشته با دو تا بچه. چه فکرا که نداشتم ، تو ابر رویاهای بالای سرم میدیدم که هوای آزاد پسرکُ گرفته و بیهوش خوابه ، توپ برداشتم و با دخترک فوتبال بازی می کنم ، آخرشم ناهار می ندازم گردن آقای همسر ، حتی لوکیشن عکس با چایی هم با آب رنگ تو ذهنم نقاشی کردم ولی امان از این دل غافل ، باز این ماشین چارشاهی پول دید کف دست بی موی ما . علی الحساب دارم دو دوتا چارتا می کنم در این قمر در عقرب وانفسا ، اتاق خواب رو گردگیری کنم یا بندازم گردن بدشگونی و تنبلی کنم. [ جمعه پنجم تیر ۱۴۰۵ ] [ 11:54 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |