|
گلی |
برعکس صبحا که مثل قرقی از جام می پرم و به کارام می رسم ، بعد از خواب نیم روزی باید بیل مکانیکی بندازن زیرم، از جا بلندم کنن. نیم ساعتی میشه بیدارم و از چشمام گوله گوله اشک پس از خمیازه میباره ، تو ذهنم پنجره رو تمیز کردم و حتی پرده رو هم شستم و یه جز قران هم خوندم و دو تا دونه پرتقال تو فریزر گذاشتم یخ بزنه و بعدشم آب پرتقالمو خوردم و رفتم ارایشگاه ابرومو ورداشتم و از پلاسکو روبروشون چند قلم جنس خریدم و برگشتم خونه ولی... جسمم هنوز تو مرحله گوله اشک مونده.😪 +نه به بارون صبح و نه افتاب و ابرای پفکی الان😐 + تو تو ذهنتی یا جسمت؟ [ چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴ ] [ 16:12 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |