|
گلی |
صبح شده و وقتی رسیدم تو کوچه متوجه نم نم بارون شدم. تو دلم گفتم خدایا هر چی صلاح می دونی ولی اون ته تهای دلم گفتم خدایا تندش نکنیا، چتر ندارما ، نی نی دارما!!🫣😅 هوا ابری و بارونیه و خیابون شلوغ و مردم پی کسب مال حلال از خونه زدن بیرون و نی نی منم تازه یادش افتاده مامانش صبحانه ارده و شیره خورده و همزمان با سکسکه ، ورزش صبحگاهی شروع کرده. به این شکل که یه لگد به معده مامان ، یه مشت به مثانه ، یه سکسکه ، حالا یک دو سه😄 + عجله ای یکی از تی شرتای خودمو زیر لباس کارم پوشیدم و الان حس می کنم ای شی زاکیم ، بس که کوتاه شده برام🥴 [ شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ ] [ 8:4 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |