|
گلی |
نزدیک محل غروب ، یعنی درست روبروی پنجره ، همنشینی زیبای ماه شب چهارده و ستاره های درخشان دورش منو به خودش مجذوب کرد. هنوز خوابم میاد و برای اولین بار دخترک هم همینطور . با هر بار صدا زدن ، پنج دقیقه وقت اضافه طلب می کنه. دیروز بعنوان تازه عمه و خواهرزاده حسابی به نی نی خدمت رسانی کردیم و همین الان دلم براش تنگه. بعد از چند روز خواب قیلوله ، دیشب تو بغلم حسابی چشماش باز بود و دلبری می کرد. از پس زردی با شجاعت براومد و خیلی زود در حال بهبودیه . داداشم دیروز مجبور شد دخترکشو تنها بزاره و بره مغازه و صبح به هممون گفت امروز هر کی بیاد هیچ هزینه ای ازش نمی گیرم و ده نفر مشتری داشت ، شب با خنده می گفت فکر نمی کردم نیت خالصانه ام باعث بشه دخترم دیرتر ببینم. هنوز درگیر جدول ضربم و حس می کنم از طرف دخترک ناک اوت شدم. تا ۸ یاد گرفته ولی تمرین نمی کنه. خوابم میاد ، برنج آماده شده و چایی در حال قل قل کردنه و گنجشکی در دلم هوس پرواز دارد ... [ یکشنبه چهاردهم دی ۱۴۰۴ ] [ 6:48 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |