|
گلی |
اولش که رفتم تو اتاق دکتر یه خانم منشی هم تو اتاقش بود ، معذب شدم که نکنه دکتر حرف آقای همسر تکرار کنه و بگه این که درد قلبی نیست تو باید مغزتو درمان کنی،خجالت نمی کشی اومدی دکتر؟😁 ولی همینطور که معاینه پیش می رفت قضیه دارک تر میشد . اکو که می گرفت گفت :« عه تو که دریچه ات شلم هست !» گفتم اره گفته بودین افتادگی دریچه دارم . گفت :«گفته بودم سوراخ دهلیز هم داری؟» گفتم :« نه این یکی جدید بود» پرسیدم حالا یعنی چی این سوراخ دهلیز خوبه بده؟ بابتش چیزیم میدن بهمون ؟ اینجا بود که عاشق و کشته مرده جوابش شدم. عینکشو با انگشت اشاره ی خم شده ی دست راستش برگردوند سر جای قبلیش و گفت :« ببین احتمالا بین دو دهلیزت سوراخه یا شایدم با یه پوست به نازکی پوست پیاز پوشیده شده ، که وقتی دولا راست میشی و می خوای یه چیزی ورداری درد می گیره و نفس تنگی می گیری و خون تمیز و کثیفت اینجا با هم قاطی میشن و همیشه احساس خستگی داری » گفتم اره . گفت برو فلان جا و فلان کار هم انجام بده اگه تشخیصش قطعی بود بهت دارو بدم یه وقت سکته نکنی. من بلافاصله: 😳 من چند لحظه فاصله: 😂 به خدا داشتم لبمو گاز می گرفتم که از خنده نترکم . اینجوری می گن اخه؟ تو قبلش شیش دقیقه طول و تفصیل دادی به اصل ماجرا رسیدی زدی رو 2X؟ 😂😂😂مرد مومن من اگه خنده ام نمی گرفت که صد در صد سکته ام می گرفت😂😂😂 [ دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۵ ] [ 17:43 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |