|
گلی |
صبح که اسمون تیره شهر ، دلمو غمگین کرده بود ، زور افسردگی بهم چربید ، تیر آخر کلیپ اینستا بود نمی دونم چطور یک قطره اشک چکید . رو کردم به ملودی فای و گفتم کمی اهنگ غمگین گوش بدم شاید دلم سبک شد . سابقه اهنگ هام پر بود از موسیقی شاد . پروژه عوض شد ، رقصیدم . پسرک چه تماشاگر خوبیه منو ترغیب کرد که با خنده هاش لبخند بزنم. بغلش کردم ، چرخیدیم و رقصیدیم . بینی هامون به هم زدیم و پیشونیمون به هم مالیدیم، دهنشو باز می کنه و می خواد گونه امو بخوره و من می زارم به پای بوسه نوزاد به مادرش. گونه ام آب دهنی میشه ولی می خندم. رفت غول بی شاخ و دم افسردگی برای بار هزارم اومد ، نذاشتم بار و بندیل زمین بزاره. رفت. ناصر زینلی می گه دوست دارم + می خوام چتر بدست بگیرم زیر بارون قدم بزنم. تو چی؟( زیر بارون نرفته بند اومد😐) [ چهارشنبه هشتم مهر ۱۴۰۵ ] [ 11:21 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |