|
گلی |
بعد حدود شش ماه دوباره تونستم این ساعت سکوت خونه تجربه کنم. خدا خیر بده به مدارس. حالا نه اینکه دخترک شبا دیر بخوابه بنده خدا ۹ یا نهایت۱۰ می خوابید ولی الان یک ساعت اومده عقب تر. بزنم به تخته پسرک هم دومین شبی هست که هشت خوابید و دیگه می ره تا صبح. وسطاش ولی چند باری بیدار میشه شیر می خوره. از یک شب به بعد تقریبا هر یک ساعت🥴 اقای همسر هم درگیر نشتی روغن ماشینشه و از بعد ناهار دیگه رویت نشد . قرار بود با هم بریم برای اکو قلب تا اگه کارم طول کشید بچه بدون شیر نمونه ولی کارش که طول کشید با خواهر بنده خداش هماهنگ کرد برام نگهش داره. شانس اوردم دکتر خانم بود ، اینبار یکم بیشتر طول کشید . خانم دکتر مدام عدد می گفت تایپیستش بنویسه بهش گفتم خانم دکتر حالا اینایی که می گی فارسیش چیه؟ گفت یعنی همه چیت نرماله. گفتم پس دریچه شل نیست؟ گفت اون که هست . گفتم دهلیز سوراخ نیست؟ گفت : اون که هست ولی الان مهم نیست . چهل چهل و پنج که شدی اسپرین بخور . حالا ببینم دکتر قلبم نظرش چیه .همین قرصی که بهم داد فعلا خوب بود خیلی تپش قلب و دردای قلبیم رو کم کرده بود خلاصه قوری رو اوردم رو میز و تنهایی نشستم وسط خونه تو فنجون بند انگشتیم پیاله پیاله چایی می خورم و از این سکوت که توش فقط صدای لباسشویی هست و کولر لذت می برم [ یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵ ] [ 11:28 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |