|
گلی |
زمان بندی من و دخترک عالی بود ولی با کمک های شایان و قابل تقدیر اقای همسر تو ترافیک گیر افتادیم ولی رسیدیم. از این فاصله دور خانم معلمِ دخترمُ که دیدم پسندیدم. از نظر ظاهری که خوشگله ، ان شا الله اخلاقشم به قشنگی ظاهرش باشه. دخترک نگران بود تو مدرسه جدید دوست پیدا نکنه. براش قصه آشنایی خودم و ربی تعریف کردم. که چقدر سعی کرد باهام دوست بشه و به قول امروزیا منو بدست بیاره ولی من محل نمی دادم و الان شده بهترین دوستم. اسم دخترک خوندن و با قدم های بلندش و کوله پشتی گلبهی دوید به سمت آینده اش. یه جایی دور از من. داخل سالنی که من اجازه نداشتم وارد بشم. دخترم رفت بدون من تو هم دوری برات سخت بود؟ + ساعت کار ادارات عوض شد و الان دغدغه صبح ندارم. خدا همینطور قشنگ قشنگ دونه به دونه دغدغه هامونو از بین ببره🍁 [ چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵ ] [ 11:5 ] [ گلی ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |