گلی
 
خانه مطالب ایمیل قالب وبلاگ پروفایل

آخر شب به یاد حرف پارادوکس افتادم که گفته بود رسم دارن تو جشن دندونی چند قلم وسیله می چینن و منتظر می مونن بچه چی برمی داره و همون احتمالا شغل اینده اش میشه.

گوشی پزشکی دخترک ( نماد شغل های مرتبط با پزشکی ) ، خط کش دخترک( شغل های مهندسی)، مداد( شغل های اداری و حوزه نویسندگی و ...)، قیچی دخترک( خیاطی و آرایشگری و ...) و هدفون دخترک ( حوزه موسیقی) ردیف چیدیم جلوی پسرک . هنوز زمین نذاشته چنگ زد قیچی روبرداشت.

یه نگاه بین من و دخترک رد و بدل شد و بعد یک مکث کوتاه ، قیچی رو در دورترین نقطه دسترسی گذاشتم و گفتم مادر من همین الانشم شهر از ارایشگاه اشباع شده دیگه کی میره سراغ ارایشگری و دخترک هم گفت : زرد دوست داره ، قیچی هم زرده برای همین ورش داشت .

در دومین اقدام تَپ زد( یعنی یکدفعه پرید ) و خط کش گرفت. بازم نگاه کج و کوله ای بین من و دخترک رد و بدل شد و پشت و روش کردیم ( خط کش هم زرد بود) بازم گفتم: مادر جان ، الان منم مهندسم ، کجای دنیا رو گرفتم ؟! برو بعدی

اینبار مداد برداشت ، نیمه راه به دهن کشیدن مداد ، اونم گرفتیم و گفتیم : کدوم نویسنده ای دیدی ثروتمند شده باشه ، کدوم کارمند راضی دیدی ؟ برو بعدی

ناچارا گوشی پزشکی رو گذاشت تو دهنش که اونم با برخورد قاطع من کنسل شد. این همه سال بره درس بخونه که کشیک شب بده ؟ نه اصلا

و اینگونه بود که پسرک با دستانی باز و کاملا تحت اختیار خودش و بدون جبر و زوری از طرف خانواده ، بدنبال علاقه شخصی خودش ، یعنی موسیقی رفت تا به رویای مادرش جامه عمل بپوشونه و تو اولین کنسرت اجرای زنده اش مامانش تو اولین ردیف براش کف مرتب بزنه و قربون صدقه صدای دو حنجره اش بره

وسلام نامه تمام

[ چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۸/۰۶ ] [ 9:40 ] [ گلی ] [ ]
درباره وبلاگ 🌷