گلی
 
قالب وبلاگ

روز گرمی بود ، مثل تابستون که نه ولی عرق در بیار بود. تو حیاط مدرسه با خیلی از مادرها هم صحبت شدم ، استارت صحبت رو هم پسرک می زد، دغدغه هممون تربیت بچه ها بود .

زنگ که خورد دخترک منو پیدا کرد ، اونقدر خیس عرق بود انگاری با شیلنگ شستنش. کلاسشون کولر و پنکه نداشت ، پرژکتور ، کامپیوتر ، همه چیزش خراب بود و به گفته دخترک کلاسها قشنگ نبودن . می گفت بچه های کلاس خیلی بی ادبن. یکی از بچه ها بهش گفته بود فوضول چون بهشون گفته بود انقدر دعوا نیفتین من از درس چیزی نمی شنوم. معلمشو خیلی دوست داشت حداقل جلسه اول تو دلش جا باز کرد، همه بچه های کلاس غیر از شش نفر از قبل با هم تو یک مدرسه بودن و تحویلش نمی گرفتن.‌ دخترک زنگ تفریح با یکی که از نظر خودش با ادب تر بود و شیطونی نمی کرد و اروم بود دوست شد . با وجود امکانات کم و بچه هایی که نپسندید ، اینجا رو به مدرسه قبلی ترجیح میداد

امیدوارم روزهای اینده هم همینطور باشه. نمی دونم به خاطر هورمونها و افسردگیمه یا چیز دیگه ، خیلی نگران و دلواپسم. خیلی زیاد

[ چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵ ] [ 13:42 ] [ گلی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دوستان عزیزم من ، من بی معرفت نشدم ، فقط رسیدگی به منزل با دوتا بچه یخورده زمان بیشتری از من می گیره ، فقط می رسم به وبلاگهای بروز شده در زمان محدود سر بزنم ، ولی به یاد همتون هستم ، لطفا پوزش منو پذیرا باشید
لینک های مفید
لینک های مفید